بسمه تعالی
موضوع:شاخص های يک مدرسه موفق
نام استاد:جناب آقای دکتر بختیاری نام دانشجو:مریم اعسگری تاریخ:22/10/95
مقدمه
مدرسه مهمترين مؤسسه آموزشي است، که بيشتر فعاليتهايش صرف تربيت نسل آينده جامعه ميشود. مدرسه در توسعه و حفظ و حراست از تمدن گذشتگان و انتقال آن به نسل آينده، سهم بسيار زيادي دارد.لذا ميتوان از آن به عنوان يک مرکز اصلي تعليم و تربيت نام برد، که نقش بسيار مؤثري را در پيشرفت، سربلندي و خوشبختي جامعه ايفا ميکند. يک مدرسه خوب داراي خصوصيات و صفاتي است. قسمتي از اين صفات مادي و ظاهري هستند، که از جمله ميتوان به موقعيت مکاني مدرسه، ظرفيت و تعداد کلاسها، زمين ورزش، حياط مناسب، وسايل و امکانات آموزشي و .... اشاره کرد. اما يک مدرسه خوب، ويژگيهاي ديگري نيز بايد داشته باشد، که اين ويژگيها با کار و وظايف مسئولين اداري و آموزشي مدرسه، ارتباط تنگاتنگ دارد، و مدرسه را در جهت رسيدن به اهداف تعليم و تربيت و سرافرازي جامعه ياري ميدهد،
ویژگی مدارس موفق :
از آنجايي که دانشآموزان، گردانندگان چرخهاي فعاليت هاي مختلف و متنوع جامعه خواهند بود، بايد براي زندگي در يک اجتماع واقعي تربيت شوند. از اين رو فعاليت هاي مدرسه بايد به صورت واقعي و بدور از هر نوع تصنع و ظاهرسازي انجام پذيرد. مدرسه وظيفه دارد حقايق زندگي و واقعيتهاي اجتماعي را به همان گونه که در جامعه رايج است، در اختيار دانشآموزان قرار داده و حوادث و تحولاتي را که در خارج و داخل مدرسه اتفاق ميافتند، عيناً و بدون هيچ تغييري براي آنها توضيح دهد. شخصيت کارکنان مدرسه و بويژه معلم از عوامل بسيار مؤثر در هدايت و رهبري دانشآموزان است. آنچه بيشتر در مدرسه مورد توجه کودکان قرار ميگيرد، صداقت و قاطعيت کارکنان آن است. معمولاً دانشآموزان از افراد رياکار، چاپلوس و ظاهر فريب تنفر دارند و اگر در محيط مدرسه با چنين افرادي مواجه شوند، اعتماد و اطمينانشان از مدرسه تا حدود زيادي سلب خواهد شد. در چنين شرايطي ممکن است که ديگر براي کارکنان مدرسه از جمله معلم ارزشي قائل نباشند و گفتار آنان را خالي از اعتبار و غير قابل قبول بدانند. مديري که براي حفظ موقعيت خويش در مقابل مافوق خود به تملق و چاپلوسي ميپردازد و يا در برابر بازرسان اعزامي از اداره به قبول هر گونه ريا و تظاهر تن در ميدهد و بسياري از اعمال ساختگي و دروغي را که در روزهاي عادي خبري از آنها نبود، به موقع اجرا ميکند، از نظر شاگردان فردي حقير و زبون جلوهگر خواهد شد و چه بسا ممکن است اين دوگانگي و تضاد در گفتار و اعمال مدير، در رشد عاطفي و رواني کودکان اثر منفي بگذارد.
زيرا دانشآموزان از رفتار و اعمال اولياي مدرسه تقليد ميکنند و به تدريج ياد ميگيرند، که مانند آنها به ديگران دروغ بگويند، حق را ناحق جلوه دهند، خلاف حقيقت عمل کنند، چاپلوس و متملق باشند و براي پيشرفت در کارهاي خود به ريا و تظاهر متوسل شوند.
تمامي کارکنان مدرسه بايد اعمال و رفتار شايستهاي داشته باشند و به گفتههاي خود جامه عمل بپوشانند، تا بتوانند الگوي مناسبي براي شاگردان باشند. مسئولين مدرسه بايد شجاعت اخلاقي داشته باشند، در مقابل وقايع و اتفاقاتي که در مدرسه و جامعه روي ميدهد، فقط واقعيتها را در نظر بگيرند و به دانشآموزان منتقل کنند و حتي در مورد اشتباهاتي که ممکن است از آنان سر بزند، با جرأت حقيقت را بيان کنند و با صراحت لهجه به خطاي خود اعتراف نمايند، تا شاگردان نيز از آنها درس زندگي بگيرند و در گفتار و رفتار خود صادق باشند (برش نورد، 1369).
ویژگی مشترک همه مدارس موفق:
1. در يک مدرسه موفق، تأکيد مناسب و مشخصى بر موفقيت درسى دانشآموز وجود دارد و تا امکانات آموزشى لازم و افراد آگاه، علاقهمند و صميمى بهکار تعليم، عهدهدار امر تدريس در آن مدرسه نباشند، امکان برخوردارى و توفيق دانشآموزان ناچيز است.
۲. در يک مدرسه موفق، از دانشآموزان انتظار مىرود که در زمينه کار و رفتار خود مسئول باشند و مدير يا ناظم مدرسه گناه دانشآموزى را به حساب ديگر دانشآموزان منظور نکند.
۳. در يک مدرسه موفق، ميزان مشخصى از انضباط که بيشتر از طريق تشويق حاصل مىشود و نه از راه تنبيه، بايد وجود داشته باشد.
۴. در يک مدرسه موفق، معلمين آن در محيط آموزشى بايد خود الگوهاى خوبى از اخلاق، رفتار، صداقت و ديگر صفات مطلوب آموزشى باشند. . در يک مدرسه موفق، بايد روابط و اوقات معلم با دانشآموز چنان تنظيم شود که امکان پاسخگوئى به مشکلات شخصى دانشآموز را داشته باشد.
5. مدير يک مدرسه موفق، همهساله آموزشهاى منظم و مکررى را براى معلمين خود در دست طرح و اجراء مىگذارد که از طريق تشکيل کلاسهاى ويژه، تهيه مجلات مربوط به آنها و با ايجاد آموزشهاى ضمن خدمت مشخص و هدفدار هر چه بيشتر بتواند انگيزش، آگاهى و علاقهمندى آنان را در جهت پيشبرد برنامه و شکوفا کردن استعداد دانشآموزان فراهم کرده و ارتقاء دهند. چون شکوفائى قابليتهاى بالقوه، در جريان يادگيرى ميسر مىشود و يادگيرى در درون محيط روانى مناسب و فضاى آموزشى مطلوب تحقق مىپذيرد.
6. در يک مدرسه موفق، اين واقعيت بايد پذيرفته شده باشد که دانشآموزان متفاوت توانائىهاى يادگيرى متفاوتى دارند. لذا دانشآموز به خاطر آنچه به خوبى انجام داده تشويق مىشود ولى بهعلت اينکه کسى کارى را بهتر از او انجام داده تنبيه نمىگردد و يا مورد مقايسه تحقيرآميز قرار نمىگيرد.
7. يک مدرسه موفق، با يک جريان دائمى و زنده، با خانواده دانشآموز در ارتباط است.
8. در يک مدرسه موفق، رابطه يکجانبه و از بالا به پائين که متأسفانه محور فکرى بيشتر آموزگاران است مردود و بهجاى آن کوشش براى ايجاد اعتماد به نفس و تقويت روحيه مستقل و سرزنده و صميميت با دانشآموز منظور شده است تا در پناه آن، نيروى بالقوه وى را در جهت ابتکار، تفکر و خلاقيت به حداکثر پتانسيل خود افزايش دهد زيرا براى اينکه بتوانيم با ديگران رابطه برقرار کنيم بايد آنان را همرأى و همدل خود قرار دهيم.
نتیجه گیری:
مسئولين مدرسه در تربيت دانشآموز بايد واقعبين بوده و انتظار ساخت مجدد شخصيت وى را نداشته باشد، بلکه بايد تلاش نمايد تا رشد شخصيت دانشآموز را در چارچوب الگوى شخصيتى که خانواده براى او ايجاد کرده است، به طرف عادات ارضاءکننده فرد و قابل قبول اجتماعى و شکوفائى استعدادها سوق دهد و چون رشد شخصيت و بلوغ فکرى بسيار کُند و تدريجى صورت مىگيرد، لذا کوشش روزانه معلمين و مسئولين مدرسه، در درازمدت مىتواند تغييرات مؤثرى در فرد بهوجود آورد.
منابع:
1.قلي زاده، آذر (1381): جامعه شناسي آموزش و پرورش، چاپ دوم، انتشارات محتشم: کاشان.
2.پور عليرضا توتکله ، علي (1388): «نقش خانواده ، مدرسه و جامعه در بهداشت رواني»، مجله اطلاعات علمي، شماره 358،ص 21
3.برش نورد، مهدي،(1369)، اصول و مباني آموزش و پرورش، جزوة درسي، دانشگاه آزاد واحد رشت.
4.پور عليرضا توتکله، علي (1384): شيوة آموزش درس انشاء در دوره ابتدايي مدارس شهرستان شفت، پايان نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه شهيد باهنر کرمان، بخش علوم تربيتي و روانشناسي.
Aftabir.com